دوشنبه, ۲۱ آبان ۱۳۹۷

درباره گناباد

قنات قصبه

قنات قصبه

قنات قصبه (کاریز گناباد) یا کاریز کیخسرو عمیق ترین و قدیمی‌ترین قنات جهان است. انگونه که از منابع کهن و همچنین سفرنامه ناصر خسرو و منابع شفاهی بر می آید آنرا کاریز کیخسرو می گفته اند.

ثبت در یونسکو
پرونده کاریز گناباد برای ثبت در میراث معنوی و ملموس بشریت به یونسکو ارسال شد و پس از رسیدگی به عنوان قنات ایرانی در یونسکو به ثبت رسید. کاریز قصبه گناباد در سال ۱۳۷۹ توسط سازمان میراث فرهنگی با شماره ۲۹۶۳ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید. مربوط به ۲۵۰۰ تا ۲۷۰۰ سال پیش و تنها اثر پیشنهاد شدهٔ خراسان بزرگ به سازمان جهانی یونسکو برای ثبت است که در شهر گناباد در جنوب خراسان رضوی واقع شده است.
کاریز قصبهٔ گناباد که یکی از شاهکارهای آبی جهان است، و از دو رشتهٔ اصلی و شش شاخهٔ فرعی تشکیل شده‌است و مادرچاه آن در دامنهٔ شمالی سیاه کوه و خروجی کنونی قنات در جنوب محلهٔ معروف به قصبهٔ شهر (کوی شرقی) قرار دارد. طول این قنات بیش از ۳۳ کیلومتر است و عمق مادرچاه اصلی در انتهای رشتهٔ «دولاب نو» با توجه به شیب زمین حدود ۳۰۰ متر (۵+-) و میزان آب دهی آن بیش از ۱۳۰ لیتر در ثانیه‌است.

ثبت کاریز گناباد در میراث جهانی
برابر گزارش خبرگزاری ها قنات ایرانی در اجلاس استانبول ترکیه در تاریخ 24تیرماه 1395 در فهرست آثار ثبت شده در یونسکو قرار گرفت کاریز گناباد نیز از جمله قناتهای ثبت شده بود.

ویژگی‌های مذکور در تاریخ
ناصرخسرو عمق چاه قنات را ۷۰۰ گز و طول آن را چهار فرسنگ ذکر کرده‌است.و نوشته است" آبی عظیم در این کاریز روان است و آن کاریز چهار فرسنگ می رود و آن گفتندکیخسرو فرموده است کردن."بنا به نوشته لباف خانیکی کارشناس باستان شناسی در کتاب قنات گناباد، رشتهٔ اصلی کاریز از قصبه شهر ۱۳۱ هزار و ۳۵ متر طول دارد و در امتداد درهٔ پرآب خانیک حفر شده‌است.قطعه سفال‌های پراکنده در اطراف دهانهٔ چاه‌های این کانال حاکی از این است که رشتهٔ قصبه واقع در مسیر اولیهٔ اصلی قنات بوده که در زمان هخامنشیان حفر شده و به دنبال آن رشته‌های دیگر قنات در مواقع خشکسالی حفر شده‌است. اما ریزش پی در پی قنات، پیشینیان را به یافتن راه چاره‌ای ترغیب کرد که طی آن در فاصلهٔ ۶۸۳ متری، قنات را به دو شاخه تقسیم کنند تا در صورت ریزش و بسته شدن یکی از کانال‌ها، آب از دیگری خارج شده و در داخل انباشته نشود.

ابزارهای اصلی قنات
ساعت آبی.ساعت آبی ایرانی ابزاری ساده و در عین حال بسیار دقیق، کارآمد و همیشگی بوده و در زندگی کشاورزی جامعه ایران بویژه در مناطق کویری که آب مایه حیات و عنصر اصلی زندگی اجتماعی بوده ضروری و نقش کارآمدی داشته است. با مطالعه استفاده از ساعت آبی در کشورهای مختلف می‌توان گفت در هیچ جای جهان ساعت آبیبه اندازه ایران کارآمد و تاثیر گذار و مستمر نبوده است این ساعت حتی در زمانیکه ۵۰ سال قبل ساعتهای نوین به بازار آمده بود با آنها رقابت می‌کرد و کشاورزان حاضر به کنار گذاشتن آن و استفاده از ساعتهای نوین نبودند لذا ضرورت دارد ساعت آبی ایران در میراث معنوی ثبت گردد.
چرخ . چرخ دستگاه مدوری است که به وسیله آن با کمک ریسمان و دلو خاک را از داخل چاه و یا کانال به بیرون می آورده اند.

بازدید و گردشگری
کاریز قصبه گناباد موزه آن به لحاظ موقعیت و قدمت آن یکی از بهترین مکان‌های گردشگری این شهر محسوب می‌شود و هر ساله گردشگران بسیاری را به خود جذب می‌کند. مظهر این قنات در خیابان ناصر خسرو شهر گناباد قرار دارد.

- گوبلو، هانری "قنات فنی برای دستیابی به آب "۱۳۷۱ ،ترجمه سروقد- پاپل یزدی، استانقدس .
- قنات گناباد، رجبعلی لباف خانیکی - پاپل یزدی، انتشارات مرندیز.
- مجموعه مقالات کنفرانس ملی قنات ۱۳۸۲، گناباد، مقاله قنات میراث فرهنگی و علمی ایرانیان، «دکتر محمد عجم ۱۳۸۳
- ویکی پدیای فارسی

 

..:: گالری عکس ::..

مقبره جغتین گیسور

مقبره جغتین گیسور

این بنا، در قریة گیسور در 72 کیلومترى شمال شرقى گناباد واقع است. بنابر اظهار بعضى از ریش‏ سفیدان محل، جغتین (جغتاى)، پسر چنگیزخان مغول، در جنگى در گیسور مرده و در این مقبره دفن شده است که البته قول ضعیفى است. به نظر مى‏رسد این بنا در زمرة مقابر مربوط به دورة مغول و احتمالاً متعلّق به یکى از شاهزادگان یا صاحب منصبان آن سلسله باشد.
نقشة این بنا در داخل، مربّع و در خارج، هشت ضلعى و مشتمل بر قسمت‏هاى مختلف بدین قرار است: یک تالار مربّع به ابعاد هر ضلع، 78/6 متر؛ دیوار چهار جانب تالار به ضخامت یک متر که دیوارهاى خارجى بنا به آن پیوسته است؛ چهار درگاه در چهار ضلع، هر یک به عرض 20/1 متر؛ چهار ایوان در چهار ضلع خارجى؛ چهار طاق‌نما هر یک به عمق 50 سانتى‏متر؛ و چهار جفت شش ضلعى غیر منتظم در طرفین ایوان‏ها که طول هر ضلع بیرون آن 92 سانتى‏متر است.
این بنا، در زمرة مقابر برجى هشت ضلعى است که چگونگى جبهة خارجى آن از پایین به بالا، بدین قرار است:
1. سکوى زیر بنا که فعلاً نیم متر از سطح اراضى اطراف خود بلندتر است؛ ولى رنگ متفاوت آجرهاى طرفین ایوان‏ها و هم‏چنین برآمدگى کف درگاه‏ها، این احتمال را پیش مى‏آورد که سکوى مزبور، سابقاً حداقل یک متر ارتفاع داشته و به تدریج، کف ایوان‏ها گود شده است.
2. چهار ایوان در چهار ضلع اصلى به پهناى سه، عمق دو و بلندى (تا تیزى قوس) بیش از پنج متر.
3. چهار درگاه با پوشش معروف به کلیل به پهناى 20/1 متر، عمق یک متر و بلندى دو متر. در بالاى هر یک از این درگاه‏ها، یک دریچه به عرض و عمق یک متر و بلندى یک متر و نیم با قوس جناغى تعبیه گردیده و در بین قوس درگاه و کف دریچه، فاصله‏اى آجرى وجود داشته که بر طبق اظهار بعضى از ریش سفیدان محل، داخل آن خالى بوده است.
4. چهار طاق‏نما به عمق 50 سانتى‏متر و دهنه و ارتفاع مساوى با ایوان‏ها و طاق‌نماها.
5. چهار جفت جرز که پایة آن‏ها شش ضلعى غیر منتظم است و سطح خارجى آن‏ها را دو بدنه و زه بین آن دو تشکیل مى‏دهد.
6. سقف ایوان‏ها و طاق‌نماها، با طاق‏هاى گهواره‏اى جناغى پوشیده شده؛ ولى این طرز پوشش با روش معمولى این گونه سقف‏ها متفاوت است؛ به این صورت که در این مقبره، به چیدن افقى آجرها در دیوارهاى طرفین ایوان‏ها و طاق‏نماها ادامه داده و از ارتفاع حدود 5/3 متر، آن‏ها را به داخل متمایل و در کلید قوس به هم متّصل کرده‏اند. به عبارت دیگر، نصف راست سقف، از ادامه و انحناى دیوار سمت راست و نصفِ چپ آن از ادامه و انحناى دیوار سمت چپ ایوان یا طاق‏نما حاصل شده است. قوس سر پهن چهار درگاه و قوس جناغى چهار دریچة بالاى آن‏ها نیز به همین ترتیب ایجاد شده است.
7. قسمت پایین گنبد، معروف به گردنى یا ساقة گنبد، به صورت منشور با قاعدة هشت ضلعی منتظم و مرکب از هشت جرز مکعبى و طاق‏نماهاى بین آن‏ها به نظر مى‏رسد. چهار ضلع این منشور، در روى چهار دیوار تالار مربّع قرار گرفته و بنابراین، قطر آن چهار متر از قطر خارجى برج اصلى کمتر بوده و بر بام بنا و در اطراف منشور کوچک، یک مهتابى حلقوى به پهناى دو متر وجود داشته است. گنبد و هم‏چنین آجرهاى بالاى دیوارها و جرزهاى منشور بزرگ و کوچک، فرو ریخته و صورت اصلى آن به خوبى معلوم نیست و دو پوشى یا یک پوشى بودن گنبد را نیز نمى‏توان به خوبى تشخیص داد.
8. چهار قوس که در بالاى گوشواره‏ها زده شده و در واقع به جاى گوشواره‏ها، تحمل قسمتى از بار گنبد را به عهده داشته‏اند.
در داخل مقبرة جغتین، قسمت‏هاى زیر به چشم مى‏خورد:
چهار دیوار آجرى به ارتفاع 30/4 متر (64 رج آجر) که در هر یک از آن‏ها یک درگاه و دریچه‏اى در بالاى آن است. دوّم، چهار طاق‏نما با قوس جناغى در بالاى چهار دیوار. سوّم، چهار گوشواره نیم مخروطى ـ به اصطلاح محلّى، شاخ بزى ـ در بالاى چهار گوشه و در زیر چهار قوس فوق الذکر. این چهار طاق‏نما و چهار گوشوارة لچکى بین آن‏ها که با گچ ترتیب یافته است، در روى پیش آمدگى یک رج استوار گشته و به این ترتیب، منطقة تغییر حالت، از دیوارها مشخّص شده است. از داخل سقف، چیزى که بتواند چگونگى وضع اصلى آن را روشن کند، باقى نمانده است؛ ولى به طورى که از بعضى رج‏هاى آجر بالاى طاق‏نماها بر مى‏آید، احتمالاً گنبد داخلى با حلقه‏هاى آجر افقى که هر حلقة بالا نسبت به حلقه پایین خود قدرى در فضاى داخل پیش آمده، پوشیده شده بوده است.
مصالح این مقبره، ساده و عبارت است از آجر که در داخل و خارج آن به کار رفته است و گچ که در همه جاى بنا، اکثراً مخلوط با خاک، به صورت ملاط و گاهى بندکشى به کار رفته است. تزیین آجرى جالب توجّهى در طاق‏نماها و ایوان‏ها و نبشى‏هاى منشور ساقه و جرزها و طاق‏نماهاى منشور پایة گنبد به چشم مى‏خورد. به طورى که ظاهر بنا حکایت مى‏کند، داخل گوشواره‏ها و احتمالاً داخل گنبد، گچ اندود بوده و اضافه بر آن، در گوشواره‏هاى لچکى، منطقة تغییر حالت، لوزى هایى با گچ ترتیب داده شده است.
مقبرة جغتین گیسور، مانند سایر بناهاى نظیر خود در دورة مغول، از روش‏هاى قبل الهام یافته و به بناهاى بعد الهام بخشیده است.
این بنا، به شمارة 1805 و در تاریخ 25/9/1375 به ثبت آثار ملّی و تاریخى رسیده است.

- محمد مهدی فقیه بحرالعلوم (وب سایت مزارات ایران و جهان اسلام)

پیران ویسه

پیران ویسه

پیران ویسه، از قهرمانان شاهنامه. او پسر ویسه و از مردم ختن بود و سپهسالار افراسیاب و به تعبیری فرمانروای ختن .نام وی را فیران بن ویسغان و بیران بن ویسکان نیز ذکر کرده‌اند.
پیران در میان پهلوانان تورانی، تنها کسی است که از جهت صفات اخلاقی همطراز شخصیتهای برجستة ایرانی است، زیرا تلاش او همیشه در تفاهم و همدلی ایرانیان و تورانیان در راه صلح بود. او در اغلب نبردهای ایران و توران، در کمال خرد و مردانگی، حضوری فعّال داشت و نمایندة سیاسی و نظامی افراسیاب بود.
در متون کهن ایرانی، پیران و اَغریرث، برادر افراسیاب، تنها بزرگان توران زمین اند که نکوهش نشده‌اند. در اوستا آمده است که توس پهلوان، از آناهیت درخواست کرد تا او را بر پسران دلیر وَئسکه در گذرگاه بلند خشثرسوکه غلبه دهد و بسیاری از تورانیان را به قتل آرد. این پسران وئسکه که در یشت پنجم آمده، پهلوانانی از تبار ویسة شاهنامه‌اند که از سالاری پسر او، پیران، در سپاه افراسیاب، غیر از شاهنامه در مآخذ دیگر فارسی نیز سخن رفته است.
پیران، حامی بزرگ سیاوش و فرزندش بود. چون سیاوش به توران پناه برد، پیران افراسیاب را تشویق کرد تا او را با احترام، پناه دهد و خود با شکوه تمام به استقبال وی رفت و دختر خود، جریره، از شجاعترین زنان شاهنامه، را به همسری او درآورد، که فرود حاصل این پیوند بود. پس از چندی، برای تحکیم موقعیت سیاوش، فرنگیس دختر افراسیاب را برایش خواستگاری کرد. پیران چون سرانجام شوم سیاوش را شنید، سرآسیمه به درگاه افراسیاب شتافت و فرنگیس، همسر سیاوش، را از چنگ نگهبانان رهانید و او را که باردار بود، به ختن برد. پس از تولد کیخسرو، به دستور افراسیاب که نگران جانشینی آیندة نوادة خود بود، کودک را به میان چوپانان فرستاد، اما در ده سالگی او را به نزد خویش بازآورد و به تربیتش همّت گماشت.
به هنگام دستگیری بیژن نیز، پیران وساطت کرد و افراسیاب را از کشتن او منصرف ساخت. بیژن در چاهی افکنده شد و به یاری رستم از آنجا گریخت. پیران با سپاه به تعقیب آنان پرداخت و پس از تلاش پیاپی برای مصالحه ناچار درگیر جنگ شد. پیران که با گودرز هم نبرد شده بود، در حین پیکار از اسب فرو افتاد و دست راستش شکست و به کوه گریخت. گودرز به او پیشنهاد کرد تا زنهار بخواهد و او را به نزد کیخسرو ببرد، اما پیران نپذیرفت و با خنجر به گودرز حمله برد ولی به دست گودرز کشته شد و گودرز خون او را نوشید. کیخسرو با شنیدن خبر مرگ پیران، سوگواریِ فراوان کرد
و فرمان داد تا پیکر او را به مشک و کافور و عنبر بشویند و به دیبای پاک بپوشانند و در دخمه‌ای شکوهمند به خاک بسپارند.
سیاست و زیرکی پیران در تاریخ مثَل شده، چنانکه در متون دوره‌های بعد آمده است که کریم خان زند، آقامحمدخان را «پیران ویسه» لقب داده بود.
طبق شاهنامهٔ فردوسی و گفته‌های محلی قبرپیران ویسه در روستای تاریخی زیبد ودر منطقه درب صوفه قرار دارد و برای صعود به محل گور پیران می‌باید از سمت شرق واز کوره راهی استفاده کرد.
قبر پیران ویسه نیز در یکی از کوه های جنوب گناباد در انتهای دره کوه زیبد در بالای ارتفاعات محلی که به نام درب صوفه معروف است واقع شده، وجه تسمیه به درب صوفه آن است که در انتهای دره در دیواره کوه جایی است شبیه به ایوان و خود دیوار کوه به آن شکل به طور طبیعی واقع شده نه آن که مصنوعی و کار بشر باشد، قدری هم مرتفع تر از سطح دره است و پایین آن هم قدری مسطح است که می توان در آنجا نشست و اطراف آن تماماً سرسبز و خرّم است و چون شکل ایوان دارد و ایوان را در گناباد «صوفه» که همان صفّه است می گویند از این رو آنجا را درب صوفه می گویند و نزدیک آنجا محلی است که به قلعه ی رستم معروف است و بالای آن در کوه جایی است که آن را قبر پیران ویسه می گویند و شرح آن در شاهنامه ذکر شده است.

- ویکی پدیا فارسی
- تاریخ و جغرافیای گناباد نوشته حاج سلطان حسین تابنده گنابادی

آسیاب کاخک

آسیاب کاخک

بقاياي معماري اين آسياب ها در ميان دره اي به فاصله کمي از شهر کاخک واقع است. اين سازه ها که بيشتر در مناطق کوهستاني ساخته مي شد، با استفاده از شيب هاي تند و آب سرشار قنات ها غلات اهالي را به نحوي مطلوب به آرد تبديل مي کرده است. در حال حاضر تعدادي از اين آسياب ها همچون گذشته به فعاليت خود ادامه مي دهند.
آبشار کاخک در کنار بقاياي آسياب ها تنها منبع اصلي انرژي چرخش «چرخ پره» بوده که در کنار مخزن استوانه اي شکل سنگي به نام تنوره قرار داشته است آب پس از ريزش از بالاي تنوره به شدت از محفظه اي باريک خارج شده و به بيرون فوران مي کند که در نتيجه چرخ پره را به گردش مي آورد و اين چرخ از طريق محوري عمودي به سنگ زيرين آسياب منتقل مي شود. بر راس محور يا تير قطعه اي آهني متصل است بنام تنوره که در حفره ايجاد شده در سنگ زيرين جاي مي گيرد و با آن درگير يم شود به اين ترتيبمحور سنگ به گردش درمي آورد و غلات ريخته شده در لاي سنگ ها را آرد مي کند . دول محلي است که غلات در آن ذخيره مي شود که با استفاده از قطعه اي چوبي به نام دول چوپش ريزش گندم از اين محفظه کنترل مي شود که با استفاده از قطعه اي چوبي بنام دول چوپش ريزش گندم از اين محفظه کنترل مي شود تبلک وسيله چوبي ديگري است که با لرزش بر روي سنگ باعث ريزش گندم از دول بره مي شود . در پايان اين فعاليت غله آرد شده از طريق رخنه ايجاد شده در کنار محفظه سنگ به داخل فضاي گود شده گچ اندود موسوم به پرخو مي ريزد و در آنجا انبار مي شود . از ديگر قطعات آسياب ها مي توان به پشنه و چوپشنه اشاره کرد که با استفاده از آنها سرعت چرخش سنگ ها کم يا زياد مي شود.

مسجد جامع قصبه شهر

مسجد جامع قصبه شهر

مسجد جامع گناباد از بناهاي ارزشمند دوره هخامنشيان در خراسان مسجد جامع گناباد است كه در كوي شرقي ( قصبه ) اين شهر قرار دارد . مسجد جامع با نقشه دو ايواني شامل سر در تزئيني ، صحن يا ميانسرا ، ايوان ها شمالي و جنوبي ، رواق و سه شبستان ستوندار است . سردر ورودي ضلع شمال شرقي بنا با طاق جناغي و حاشيه اي تزييني در پاكار طاق مزين به نقوش پرندگان در ميان گل و برگ بوده كه بر روي لايه اي از گچ ايجاد شده است .
ايوان اصلي يا ايوان قبله در سمت جنوبي صحن واقع شده كه با چهار طاق گهواره عرضي و چهار قوس ، داراي تزئيناتي آجري شامل دو قطار پيچ ، نوارهاي اسليمي و يك حاشيه كتيبه قرآني به خط بنايي است كه در پايان عبارت « تسع و ستمائه 609 هـ . ق »‌ ذكر شده است . كتيبه داخل ايوان نيز حاوي نام باني خير و سازنده مسجد است . همچنين در ايوان اصلي مسجد جامع محراب با نقوش هندسي گياهي و كتيبه هايي به خط معلقي مشاهده مي شود . در ضلع شرقي ايوان شرقي شبستاني است موسوم به قرآن كه پوشش سقف آن بر روي چهار ستون قرار گرفته است . آثار و شواهد معماري حكايت از آن دارد كه مسجد جامع فعلي بر روي مسجدي كهن تر بنا شده و در دوره ايلخاني نيز فضاهايي به آن افزوده شده است .

- اداره میراث فرهنگی گناباد

..:: گالری عکس ::..

سیاح کلاتی

سیاح کلاتی

از محدثين، وعاظ و شعراي مهم و مشهور گناباد مرحوم شيخ سياح کلاتي فرزند رجبعلي متخلص به سياح بود که در سال 1193 قمري در کلات از قراي براکوه که در شاهنامه نيز از آن ياد شده متولد گرديد .
جهت تحصيل ابتدا به مشهد سپس به تهران و از آنجا به غرب ايران و عراق عرب حرکت کرد در راه قزوين گرفتار راهزنان شد و و در يکي از شبهاي محرم پس پس از گريه زياد به خواب رفت و يکي از ائمه به خوابش آمد و سه خواسته او را برآورده کرد که خودش در اين باب گرفته است :
هميشه شکر خداوند مي کند سياح مرا که فيض شب قدر در محرم داد مرحوم سياح به هر جايي مي رفت از منبر و وعظ او استقبال مي شد و سفرههاي زيادي به مشهد ، اصفهان ، تهران و عراق و ديگر بلاد نمود بطوريکه در تمام ايران معروف شد و کمتر واعظي در شهرت به پاي او مي رسيد و اشعار خوبي در مدح و مرثيه اهل بيت نيز شسروده است .
سياح در سال 1253 در حدود هفتاد سالگي در کلات فوت نمود و از او چندين فرزند اناث و ذکور که همگي اهل منبر و وعظ و علم بودند بجاي مانده است .

- پرتال فرمانداری گناباد

کمر زیارت

کمر زیارت

از جاهایی که سابقه تاریخی برای مردم دارد محل معروف به «کمر زیارت» می باشد که آن را چاه مزار هم گویند و از زمان های قدیم مورد توجه عالیه مردم گناباد بوده و اثر تاریخی آن فقط یک آرامگاه است که در بالای کوه واقع شده.
مردم بدانجا اعتقاد کامل دارند و چون در نزدیک ارتفاع کوه واقع شده از این رو به کمر زیارت معروف گردیده است. این محل در یکی از کوه های طرف مغرب گناباد و در بیست و سه کیلومتری غرب عمرانی واقع شده است.
نام این کوه و کوه های نزدیک آن به طوری که آقای حاج شیخ محمدحسین صدر افصحی بیلندی نقل از کتابی که نام آن را تاریخ رخی می گفتند کوه جیز به کسر جیم بوده که شهر آباد کوچکی به نام میمند دارای شش هزار نفوس و چندین مسجد و چند هزار باغ در دامنه آن واقع شده بوده و به طوری که ایشان اظهار می داشتند احمد بن حسن میمندی وزیر سلطان محمد غزنوی اهل آنجا بوده ولی نگارنده با جستجوی زیادی که کرده ام این کتاب را پیدا نکرده و ندیده ام و در کتب فرهنگ فارسی هم نام جیز ذکر نشده است، درباره شخصی هم که در آنجا مدفون است مدرک تاریخی به نظر نگارنده (منبع) نرسید و به طوری که آقای حاج سید مهدی عبادی که از فضلا و وعاظ معروف گناباد می باشند استماع شده و ایشان از مرحوم کربلایی ملاعباس شمس الذاکرین دلویگی نقل نموده اند، یکی از فرزندان حضرت سجاد(ع) در آنجا مدفون می باشد و آن مرحوم آن را مستند به مدرک ذکر نموده بوده و آقای صدر افصحی از یکی از وعاظ گناباد او را ابراهیم بن موسی بن جعفر(ع) ذکر کرده اند و بعض دیگر از فضلای گناباد نام او را یحیی فرزند محمد بن موسی بن جعفر(ع) گفته اند و بعضی هم احتمال می دهند که از علویین ملازمین امامزاده محمد فرزند حضرت موسی بن جعفر(ع) که در کاخک مدفون است بوده که پس از حرکت ایشان با همراهان از طرف ترشیز (کاشمر) به گناباد در آنجا وفات یافته و مدفون شده باشد، ولی هیچکدام مبتنی بر مدرک معتبری نیست.
این آرامگاه در قسمت بالای کوه واقع شده و قبلاً فقط مقدار زیادی سنگ روی آن انباشته بوده و ساختمان نداشته، قبلا به همت جمعی از مردان نیکوکار و معتقد گناباد به ساختمانی در آنجا که دیوارهای آن از آجر و مستحکم است اقدام شد.
عامه مردم گناباد و محولات و بلکه جاهای دیگر در اطراف بدانجا عقیده کامل دارند و برای زیارت می روند و کرامات و خوارق عادات هم نسبت می دهند، و نذرهایی هم می کنند و گوسفند برای قربانی در آنجا می برند و تقسیم می کنند و مخصوصاً گوسفندداران خیلی بدانجا اعتقاد دارند و حتی به قرار مسموع از نیشابور و سرخس هم چوپانان برای زیارت بدانجا می آیند و برای معالجه ی گوسفندان خود از چشمه آبی که در پایین آرامگاه واقع است کوزه ای آب نموده با خود می برند.

- تاریخ و جغرافیای گناباد نوشته حاج سلطان حسین تابنده گنابادی
با تشکر از آقای امین محمدی برای ارسال این مطلب

پروفسور ابوالقاسم پاکدامن

پروفسور ابوالقاسم پاکدامن

پروفسور ابوالقاسم پاکدامن در سال ۱۳۱۳ در گناباد متولد شد و تحصيلات ابتدايي خود را در گناباد و در دبستان ملامظفر گذراند. پس از پایان دبیرستان به آلمان رفت و در رشته پزشکی مشغول به تحصیل شد.
در طول اقامت در خارج از کشور، دوره های ویژه ای را در دانشگاههای زیر با موفقیت گذراند:
- تخصص جراحی عمومی از دانشگاه های ماینز و دسلدرف
- فوق تخصص جراحی قلب و عروق، قفسه سینه از دانشگاه اسن
- جراحی تجربی از دانشگاه لوون بلژیک
پاكدامن همچنين اولين مترجم كتاب ابوعلي سينا از عربي به فارسي است. او بنيانگذار و رئيس پژوهشكده درمان با اكسيژن دوسلدورف آلمان بوده و مبتكر روش درمان با آگاهي هاي مثبت و همچنين كاشف روش اكسيژن درماني خوراكي است.
روش پروفسور پاكدامن كه توسط خودش بعد از سال ها تحقيق در پيشرفته ترين انستيتوهاي اروپا اجرايي شد، اكسيژن تراپي خوراكي است كه جايزه بزرگ پزشكي آلمان را براي او به ارمغان آورد. اين روش كه خاص خود ابوالقاسم پاكدامن بود، روشي نوين براي درمان و حتي پيشگيري از اكثر سرطان هايي است كه امروزه با اشعه تراپي و شيمي درماني قابل علاج نيستند؛ اگرچه نكته شگفت انگيز در مرگ پاكدامن، گرفتارشدن خود او به بيماري سرطان است. او كه بيش از 20مورد اختراع پزشكي و دارويي را در مراكز معتبر جهاني درباره بيماري سرطان به نام خود به ثبت رسانده است، پس از گرفتاري به بيماري سرطان، حدود 50 روز در بيمارستان بستري بود.
او علاقه زيادي به وطنش داشت و پس از اجراي موفقيت آميز طرح اكسيژن درماني خوراكي در آلمان و آمريكا، به ايران بازگشت و در شهر اروميه نيز اين طرح را اجرايي كرد تا ايران سومين كشوري در جهان باشد كه داراي اين فناوري در درمان بيماران سرطاني است.
پروفسور پاکدامن سرانجام در روز بيست و يکم اسفندماه ۱۳۸۹ در شهر دوسلدورف آلمان در ۷۶ سالگي درگذشت و پيکرش به ايران بازگردانده و در گناباد به خاک سپرده شد.

امامزاده سلطان محمد عابد

امامزاده سلطان محمد عابد

بقعه امامزاده سلطان محمد عابد مربوط به سده ۱۰ هجری قمری است و در ۲۴ کيلومترى جنوب شهرستان گناباد واقع شده است.
می‌گویند این بنا دراواخر دوره سلجوقی بر روی یک سکو ساخته شده و در دوره‌های تیموری و صفوی مورد تعمیر قرار گرفته است. بر سر در ایوان شمالی، کتیبه‌ای با کاشی معرق و به خط علیرضا عباسی است که نام شاه اسماعیل صفوی را در بر دارد. تاریخ کتیبه سنه ثمانین و تسمائیه (۹۸۰۰) است. این بنا در زلزله شهریور سال ۱۳۴۷ هجری شمسی صدمه دید و بعدها تجدید بنا شد.
بنای این مقبره عبارت است از یک تالار مربع به ضلع ۸/۵ متر با درگاهی در وسط هر ضلع، دو تالار مستطیل در شرق و غرب تالار به طول ۲۴ و عرض ۲۷/۲۵ متر؛ یک ایوان در وسط جبهه شمالی و دو ایوانچه در طرفین و یک فضای بدون سقف در جلوی ایوان و دو ایوانچه مذکور. پلکان در غرب ایوان شمالی واقع است. فرم کلی مقبره از خارج مکعب مستطیل به نظر می‌رسد که ارتفاع آن از ازاره پایین در حدود ۶ متر است. بالای این مکعب، با زدن گوشواره‌ها و طاق‌نماها به کثیرالاضلاع تبدیل شده و گنبد بر آن قرار گرفته است.
مصالح عمده بنا را آجر و گچ و ساروج تشکیل می‌دهد و در تعمیرات اخیر، سیمان نیز به کار رفته است. تالارهای مستطیل طرفین تالار مربع، فعلاً با گچ سفید اندود شده‌اند.
بر فراز بقعه، گنبدی باشکوه و زیبا که از بیرون نیز دارای تزئیناتی است قرار گرفته است. اول، ساقه آن که با یک حلقه کتیبه مشتمل بر سوره دهر با خط ثلث به رنگ سفید و خط کوفی به رنگ فیروزه‌ای مزین شده است. دوم، پوشش پیازی، شکل که با کاشی‌های خوشرنگ پوشیده شده است. در وسط تالار مربع، زیر ضریح امامزاده صندوق زیبایی بر روی قبر سلطان محمد عابد قرار دارد که از پایین به بالا با یک ازاره و یک سطح مشبک و یک کتیبه مزین گردیده است.
دکتر عباس زمانی، با ذکر دلایلی از جمله شباهت نقشه بنا با بناهای قبل از اسلام مانند کاخ بیشابور و تالار مربع جنوبی مسجد جامع اصفهان و... معماری بنا را الهام یافته از معماری بناهای پیش از اسلام و اوایل دوره اسلامی می‌داند.
این اثر در تاریخ ۱۱ آذر ۱۳۳۰ با شماره ثبت ۳۸۵ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

- ویکی پدیای فارسی

شيخ محمدتقي بهلول گنابادی

شيخ محمدتقي بهلول گنابادی

شيخ محمدتقي بهلول گنابادی در سال ۱۲۷۹ هجري شمسي در روستاي بيلند شهرستان گناباد چشم به جهان گشود. در كودكي به مكتب رفت و به فراگيري قرآن كريم مشغول شد. هشت ساله بود كه حافظ كل قرآن كريم شد. خواندن و نوشتن را در مكتب پدر آموخت و سپس به تحصيل در رشته علوم قديمه پرداخت. در ۲۷ سالگي به مشهد رفت پس از واقعه مسجد گوهرشاد به علت اين كه از سوي حكومت پهلوي تحت تعقيب قرار گرفته بود به افغانستان گريخت. اما در آنجا دستگير شد و سالهاي زيادي از عمر خود را در زندانهاي مختلف افغانستان گذراند. سپس به ايران بازگشت و تا پايان عمر بي هيچ پاداش و توقعي به هدايت ديني مردم پرداخت.
همه ما بارها و بارها نام هايي چون ميرزارضاي كرماني، ميرزا كوچك خان جنگلي، شيخ فضل الله نوري، نواب صفوي و... را شنيده ايم و يا در كتابهاي تاريخ خوانده ايم، اما چند نفر از ما شيخ محمدتقي بهلول گنابادي را به خوبي مي شناسيم و از مبارزات وي در حدود يك قرن زندگي، آگاهي كامل داريم. شايد بسياري از ما تا تاريخ هفت مرداد ۸۴ روز فوت اين عالم پارسا با نام وي ناآشنا بوده ايم، اما مطمئناً از واقعه كشف حجاب و قيام مسجد گوهرشاد تا حدي اطلاع داريم. تاريخ نشان مي دهد رضا خان كه در ابتدا پايبندي خود را نسبت به نمادهاي ديني در هر كوي و برزن به نمايش مي گذاشت پس از مدتي با همان شيوه نظامي و سركوبگر به محدوده فرهنگي جامعه كه داراي ريشه هاي عميق مذهبي بود وارد شد و رودرروي باورها و اعتقادات مذهبي جامعه قرار گرفت كه اوج اين خيزش را در واقعه مسجد گوهرشاد مي توان مشاهده كرد.
چنان كه در سال ۱۳۱۳ در جشني كه با حضور وزير معارف وقت- ميرزا علي اصغر حكمت- در شيراز برپا شد، گروهي از دختران به روي صحنه نمايش آمده، نقاب از چهره برگرفتند و به رقص و پايكوبي پرداختند.
فرداي آن روز سيد حسام الدين فالي، يكي از علماي بانفوذ شيراز در مسجد وكيل نسبت به اين اقدام به شدت اعتراض كرد. اما وي از سوي دولت دستگير و راهي زندان شد.
پس از آن، آيت الله ميرصادق آقا و آيت الله ابوالحسن انگجي در تبريز نسبت به فرمان تغيير لباس و گذاشتن كلاه شاپو، كه با رخداد دستگيري سيد فالي، همزمان شده بود، اعتراض كردند و دولت در پاسخ، اين دو مجتهد را دستگير و به سمنان تبعيد كرد. رويدادهايي چون دستگيري علماي شيراز و تبريز، نگراني مجتهدين مشهد از مسأله تغيير لباس و كشف حجاب باعث شد تا علماي اين شهر پس از تجمع در منزل آيت الله سيد يونس اردبيلي تصميم بگيرند نماينده اي از سوي حوزه علميه مشهد براي مذاكره نزد رضا خان به تهران بفرستند. اما اين نماينده (آيت الله حاج آقا حسين قمي) در توقفگاهش، باغ سراج الملك شهر ري، دستگير شده و به عتبات تبعيد شد.
با رسيدن خبر دستگيري آيت الله قمي به مشهد گروههايي از مردم در منزل آيت الله سيد يونس اردبيلي متحصن شده و سپس به سوي مسجد گوهر شاد حركت كردند. در اين جا بود كه شيخ محمدتقي بهلول به خواست حاضرين به روي منبري معروف به منبر امام زمان رفته و با وجود اين كه چندي قبل به علت سخنراني بر ضد حكومت رضاخان در مسجد شاه تهران، دستگير و زنداني شده بود به سخنراني پرداخت و خواستار آزادي آيت الله حاج آقا حسين قمي از زندان و اجراي احكام اسلامي شد.
مردم پس از شنيدن سخنان پرشور شيخ بهلول سر به شورش برداشته و در پاسخ به تصميمات ضد مذهبي رضاخان كلاه هاي شاپو را پاره كردند. عمال نظامي رضاخان نيز براي سركوب اين قيام مردمي، در نيمه شب ۲۱ تير ماه ۱۳۱۴ مردم متحصن در مسجد را به گلوله بستند و توپ هاي سنگين حرم امام هشتم(ع) را هدف قرار دادند. عمال رضاخان در اين حمله وحشيانه علاوه بر تخريب بخشي از حرم، قريب به دو هزار نفر از مردم پناهنده به حرم را به خاك و خون كشيدند. سپس به كمك ۵۶ كاميون جنازه ها و اجساد نيمه جان را در گودالي در محله خشت مال ها و باغ خوني مشهد ريختند. همچنين بيش از هزار و پانصد تن از روحانيون و مردم را بازداشت كرده و به زندان انداختند. تعداد زيادي نيز متواري شده و به نجف اشرف و يا ساير نقاط گريختند.
با اين وجود شيخ بهلول توانست به همراه چهار تن از همراهانش از مهلكه بگريزد و به افغانستان برود، اما در افغانستان به درخواست دولت ايران دستگير و زنداني شد و مدت ۲۵ سال از عمر خود را در زندان هاي مختلف اين كشور سپري كرد.
البته اين اولين باري نبود كه وي در صحنه مبارزات عليه دولت دست نشانده رضاخان حضور يافته بود. بلكه نخستين حضور شيخ بهلول در صحنه مبارزات سياسي را مي توان، سخنراني در مجلس بزمي دانست كه به دستور رضاخان و به مناسبت ورود امان الله خان، پادشاه افغانستان و همسرش به ايران در شهرهاي مختلف برپا مي شد، دانست. رضاخان در راستاي اجراي سياست هاي ضدمذهبي خود از امان الله خان دعوت كرد تا به همراه همسر بي حجاب خود به ايران بيايد و از شهرهاي تبريز، زنجان، قزوين، تهران، سمنان، دامغان، شاهرود، سبزوار، مشهد و تربت جام ديدن كند.
به دستور رضاخان در طول اين مسير باغ ملي هر شهر را آذين بسته و مقدمات جشن و پايكوبي را مهيا مي كردند. از قضا ورود امان الله خان به سبزوار مصادف با شب اول محرم بود. اما به دستور رضاخان باغ ملي شهر را چراغان كرده و مقدمات جشن را آماده كردند. شيخ بهلول كه در آن زمان طلبه اي بيش نبود و به همراه مادر و پدر خود در سبزوار سكونت داشت با ناراحتي به باغ ملي مي رود. حضور وي در آن جا باعث تعجب مردم مي شود. اما وقتي مردم از علت حضور وي آگاه مي شوند از او مي خواهند تا رهبري اعتراض را برعهده بگيرد. بنابراين شيخ از شهردار سبزوار مي خواهد تا مانع برگزاري اين جشن شود. او به آنها پانزده دقيقه فرصت مي دهد تا آذين بندي ها را جمع كنند. شهردار با مشاهده جمعيت زياد مردم خواسته شيخ بهلول و همراهانش را اجابت كرده و در مدتي كه شيخ و ساير افراد همراه او سرگرم خواندن نماز مغرب و عشاء در مسجد سبزوار بودند، بساط جشن و سرور را برمي چيند. اين اعتراض اولين حضور شيخ بهلول در صحنه مبارزات سياسي عليه حكومت دست نشانده پهلوي بود.
بعد از اين اتفاق شيخ با شنيدن شايعه اي در خصوص برخورد رضا خان با علماي قم پياده راهي اين شهر مي شود.
زيرا بر طبق قانوني كه رضا خان وضع كرده بود هر فردي براي سفر، حتي در داخل كشور، بايد از شهرباني محل
سكونت خود مجوز سفر دريافت مي كرد و براي اين كار ضمن معرفي دو ضامن بايد تعهد مي كرد كه اقدامي عليه دولت انجام ندهد.
اين سفر مدت يك ماه و نيم طول كشيد. وي پس از رسيدن به قم مدت يك سال و نيم در آنجا به تحصيل پرداخت و مدتي نيز به دليل تصميم شهرباني به اخراج وي از قم به صورت مخفيانه در اين شهر زندگي كرد.


شيخ محمدتقي بهلول گنابادي علاوه بر حضور در صحنه مبارزات سياسي اهل شعر نيز بود. به طوري كه از وي بيش از چند ده هزار بيت شعر به يادگار مانده است. اشعاري چون:


دار دنيا منزلي پست و خس است
نيست منزل در حقيقت محبس است
مردمي كه اندر جهاني فاني اند
چون به دقت بنگري زنداني اند
كس در اين زندان ز غم آزاد نيست
يك دلي در دار دنيا شاد نيست
روح انسان تا كه در بند تن است
هست زنداني و حبسش مسكن است


همچنين وي هزاران بيت از اشعار شاعران ديگر را از بر بود. علاوه بر اينها مجتهد، حافظ كل قرآن كريم مسلط به فقه اهل سنت، ادبيات عرب و تاريخ انبياي اسلام بود و سابقه تدريس در دانشگاه الازهر مصر، فعاليت علمي و فرهنگي در راديو شرق الاوسط مصر و راديو بغداد داشته است. وي پس از آزادي از زندان افغانستان به دمشق مي رود و در مدت يك سال ونيم اقامت در آن كشور از طرف جمال عبدالناصر به سمت رئيس بخش فارسي صدا و سيماي مصر منسوب شد. سرانجام اين شاهد زنده تاريخ يك صد ساله اخير ايران و جهان پس از سه ماه به سر بردن در حالت كما در حالي كه از كما خارج شده بود دار فاني را وداع گفت و به جمع شهداي واقعه مسجد گوهرشاد پيوست. رهبر معظم انقلاب اسلامي، آيت الله سيد علي خامنه اي، در پيامي درگذشت اين روحاني وارسته و پارسا را تسليت گفتند و او را يكي از شگفتي هاي قرن حاضر دانستند و زهد و وارستگي، تحرك، تلاش بي وقفه، ذهن روشن و فعال، حافظه بي نظير، منش فقيرانه، شجاعت، فصاحت و... را از جمله خصوصيات منحصر به فردي ذكر كردند كه از وي انساني استثنايي ساخته بود.
پيكر شيخ محمدتقي بهلول گنابادي، محور قيام مسجد گوهرشاد، كه سالهاي زيادي از عمر خود را به مبارزه با اختناق رضاخاني و سلسله پهلوي، خدمت به مردم و عبادت گذراند روز دهم مرداد از مدرسه عالي شهيد مطهري تشييع و در گناباد به خاك سپرده شد.

قلعه زیبد

قلعه زیبد

قلعه زیبد مربوط به تاریخ ایران پس از اسلام است و در شهرستان گناباد، بخش کاخک، روستای زیبد واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۱ دی ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۴۵۷۷ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. در روستای ییلاقی زیبد گناباد سه قلعه شبیه به هم وجود دارد که بنا بر یکی از روایات آخرین پناهگاه یزدگرد سوم بوده‌است.
سه اثر تاریخی زیبد را برای اولین بار دکتر زمانی باستان شناس و استاد دانشگاه تهران در سال ۱۳۴۹ موردکاوش قرار داده و نتیجه گیری کرده است که هر سه قلعه و همچنین آسیاب آبی زیبد مربوط به دوره ساسانی است. این باستان شناس کمی بعد در اثر تصادف کشته شد و تحقیقات او ناتمام ماند. این سه اثر تاریخی بدلیل بی توجهی مسئولان مربوطه بارها مورد سرقت و حفاری‌های غیر قانونی قرار گرفته و بکلی تخریب شده است. بطوریکه از قبرستان گبرها و تشله رستم و آسیاب آبی امروزه هیچ اثری باقی نمانده است.
قله شاه نشین یا قلعه شاه نشین یک کوه کله قندی مرتفع است که در دامنه آن رودخانه و چشمه آب کلاته شهاب گبر قرار دارد. در نوک کله قندی این قله قبلا دیوارهای سنگی با خاک گچ و ساروج وجود داشته که امروزه فقط سنگهای فرو ریخته و ساروج و خاک گلهای آن باقی مانده است و دخمه‌هایی که غارت شده‌اند. در داخل این قلعه یک استخر آب در دل سنگ کنده شده است که بنا بر روایت‌های شفاهی ۴۰ دختر وظیفه آب رسانی با مشک به این حوض سنگی را داشته‌اند. بر طبق کتاب البلاذری نیزک ترخان از سوی "ماهوی سوری" فرماندار مرو که در آن دوره پایتخت خراسان بزرگ بود ماموریت یافته تا در این مکان به استقبال شاه آمده و پیام وفاداری را به شاهنشاه ابلاغ کند البته ماهوی سوری برای نشان وفاداری و تعهد برای بازپس گیری سرزمینهای از دست رفته یزدگرد از دختر او خواستگاری کرده است اما شاه خشمگین شده و او را نوکر خود خوانده که با خواستگاری از دختر شاهنشاه اقدام به گستاخی و پررویی نموده‌است. پاسخ توهین آمیز یزدگرد باعث خشم ماهوی مرزبان مرو شد و از سردار نظامی خود خواست که شاه فراری و مفلوک را بقتل رساند و خانواده اش را اسیر نماید. در نتیجه یاران یزدگرد با فرستادگان مرزبان مرو در منطقه زیبد گناباد درگیر می‌شوند در جنگ زیبد و قلعه شهاب گبر " یزدگردسوم" کشته شده و دخترش «اردک» که خردسال بوده نزد مرزبان مرو به اسارت فرستاده می‌شود.

قلعه شاه نشین زیبد


اهمیت مطالعات میدانی قله شاه نشین (شهاب گبر) - قلعه زیبد و درب صوفه که همگی بر هم اشراف و دید دارند به جهات متعددی است از همه مهمتر اثبات افسانه بودن قتل یزدگرد سوم بدست آسیابانی در مرو است با توجه به مطالعات میدانی و تاریخی، یزدگرد در زیبد گناباد در شرق خراسان در فاصله بیشتر از ۲۵۰ کیلومتری هرات و بیشتر از ۳۰۰ کیلومتری مرو کشته شده‌است. یزدگرد هرگز به مرو نرسیده‌است. آخرین اقامتگاه او و آخرین یارانش تنگه خوش آب و هوای زیبد بوده‌ است. علت اینکه تاریخ نگاران نام مرو را آورده‌اند این است که در آن دوره مرو در خراسان بیشترین شهرت را داشته و مقر حکومتی خراسان بوده است.

تخریب پناهگاه واپسین شاه ساسانی، قلعه شاه‌نشین

- ویکی پدیای فارسی

ابومنصور ریابی

ابومنصور ریابی

ابومنصور از وزرای طغرل فرزند میکاییل فرزند سلجوق بنیانگذار سلسله سلجوقیان بوده است. هم اکنون در روستای ریاب واقع در شهرستان گناباد مزاری هست که به مدفن ابو منصور شهرت دارد. برادرش ابوسعید نیز از وزرای صاحب جاه و قدرت بود. وی عادت داشت که قبل از اتمام دعا و نماز صبحگاه به امر دیگری نپردازد. مورخین نوشته‌اند که روزی در حالی که هنوز نمازش تمام نشده بود، فرستاده شاه رسیده و گفت باید هر چه زودتر به خدمت شاه برسد. ابومنصور اعتنایی نکرد و طبق معمول نمازش را به پایان رساند. شاه که از تاخیر او بسیار ناراحت بود علت را جویا شد. ابومنصور گفت: «من بنده پروردگار عالمیانم و چاکر شهریار جهان. با خود نذر کرده‌ام که هر صبح تا از عرض بندگی و نیاز به درگاه کریم کارساز نپردازم خود را در سلک ملازمین درگاه و قایمین به خدمت سلطان منتظم نسازم.» این جواب مورد پسند سلطان واقع شد و او را بخشید.

- ویکی پدیا

قلعه دختر شوراب

قلعه دختر شوراب

اين قلعه سنگي در حدود 15 كيلومتري شهر گناباد در روستايي به نام شوراب بر بلندي قرار گرفته است . وجه تسميه اين بنا به دليل انتساب آن به «‌ناهيد » الهه آب و بركت و زيبايي است كه مورد پرستش و احترام ايرانيان در آيين پيش از اسلام بوده است .
قلعه دختر شوراب گناباد از ابنيه دوران ساساني و مركب از سه فضاي معماري است كه تمامي آنها به صورت برآمدگي بقاياي ساختماني از شرق به غرب بر روي محدوده قلعه بنياد شده است . بخش تحتاني آن مدخل قلعه به شمار آمده و مشتمل بر برج مدور ، رشته بلندي دالان هاي مسقف با ديوارهاي عريض و نيم برج هاي تقويت كننده است . قسمت فوقاني آن نيز اختصاص به تالار ها ، اطاق هاي وسيع و برج هاي مدور و نيم دايره اي داشته است . شواهد موجود حاكي از اين است كه اين قلعه در دوران اسلامي مرمت شده و گسترش يافته است .

-روابط عمومی اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری گناباد

 خواجه اختیارالدین منشی گنابادی

خواجه اختیارالدین منشی گنابادی

خواجه اختیارالدین حسن فرزند علی یکی از خوشنویسان بزرگ قرن دهم هجری بوده است. او را از بزرگ‌ترین اساتید خط تعلیق می‌دانند. وی مدت سی سال در دربار سلطان محمد خدابنده فرزند اول شاه طهماسب صفوی به‌کار نوشتن نامه‌های شاه اشتغال داشت. اکثر مورخین وفات وی را در سال ۹۹۰ هجری دانسته‌اند ولی کتاب دانشوران خراسان آن‌را ۹۷۰ ذکر کرده است.
بسیاری او را اهل هرات ذکر کرده‌اند اما در یک مرقع او در امضای خود نسبش را چنین ذکر کرده است: "اختیارالمنشی بن علی الجنابادی فی شهود سنه ۹۲۴ " که به این ترتیب در نسب گنابادی او جای تردید نیست. شاهکاری منسوب به خواجه اختیار منشی گنابادی، یکی از معدود آثار بجای مانده منسوب به خواجه اختیار منشی گنابادی است. خواجه در این تابلو زیبا نوشته است: لیالی رمضان المبارک است و ساعت از چهار گذشته دماغ مشق سوخته، نماز هم نخوانده‌ام آنرا باین صحفه مشق اختصار می‌شود انشالله اگر حالت بعد از نماز مقتضی شد صحفه دلی نوشته و الا برای فردا شب والله العالی.

? گنابادنت (gonabadnet.ir) تنها سایت تخصصی ارائه مطالب در مورد گناباد با هدف معرفی گناباد، آداب و رسوم، مراکز دیدنی و تاریخی، روستاها، مراکز تفریحی و سایر اطلاعات مربوط به شهرستان گناباد است.